دخمل نازم😚😚😚
سلام نازنین مامان خوبی؟ببخش که کم میام سراغت اخه چیزی واسه نوشتن ندارم،بیام از چی بگم از حس قشنگ بارداری؟از حالت تهوع های پی در پی؟از لگد زدنات؟از خرید سیسمونی یا قشنگترین لحظه اولین دیدارت یا شیرخوردنات؟😢😢از هیچی نمیتونم واست بگم جز اینکه هرروز تو اینستا دارم عکسای سیسمونی وپیج نی نی ها رو نگاه میکنم ودلم میره واسشون از اینکه جو گیر میشم وتو خیابونا میچرخم تا یه مغازه ی سیسمونی ببینمو از لباسای خوشگلش واست بخرم.مثلا همین دیروز هشتگرد بودم وبخاطر دانشگاه زود راه افتادم که به کلاسم برسم وسر راه یه نگاهی به مغازه ها میکردم که جوگیر شدم وواست یه جوراب دخملونه ی ناز خریدم با یه لباس سرهمی ناز گل گلی واسه همینم اون بالا نوشتم دخمل نازم چون حس کردم اگه بیای یه فرشته کوچولوی خوردنی میشی البته واسه اینکه نکنه اشتباه کرده باشم واست یه جوراب مردونه ی کوچولو هم خریدم که اگه پهلوون کوچولوی مامان شدی نگی چرا واسه من چیزی نخریدی 😚😚😚😚اره گلم مامانت از دوریت داره خل میشه دیکه😁😁😁
راستی امروز با خاله جون وعمو علی میریم که حلقه بخریم واسشون وهیچ حسی قشنگتر از این نیست که قراره واسه ابجی بزرگه لباس عقد بدوزم😍
خیلی حرف زدم عشقم دلم لک زده واسه دیدنت زودی بیا پیشم هلوی مامان🍑🍑🍑🍑


دخمل نازم😚😚😚 

