امیر علی جونم
سلام مامانم خوبی؟این روزا خیلی دلم هواتو کرده مخصوصا وقتی که مامان فاطمه هرروز عکس نی نی های خوشگل واسم میفرسته ومامان فوزیه هر اسم قشنگی که به گوشش میرسه رو تو ذهنش نگه میداره وبه من میگه که بهش فکر کنیم واز همه بدتر مریم کوچیکه دوست مامانی که چندروز در میون عکس یه نی نی تپل وسفید وچشم رنگی واسم میفرسته و زیرش مینویسه بچه ویدا😊
خلاصه همه دست به دست هم میدن که منو هوایی کنن خوب حالا در مورد عنوان مطلب بگم که این روزا ورد زبونم شده😍
اره عزیزم امیر علی نوه ی دایی جون محمد مامان که من هرروز بیشتر از قبل عاشقش میشم،یه پسر 2 سال ونیمه که شیطنت وشیرینی از ش میباره ویه چیز بامزه اینکه امیر علی من ودایی ارش رو از همه کس تو زندگی بیشتر دوست داره وهمیشه تو بازی هاش با بیدا و آیش(ویدا وآرش) سروکار داره مثل همین نیم ساعت پیش که من بعد یکی دوساعت گوشیم رو نگاه کردم ودیدم که زن دایی مهناز که مامان بزرگ امیر علی میشه تو تلگرام چند بار پی ام گذاشته که امیر علی میخواد بامن حرف بزنه وقتی پیام رو خوندم امیر علی رفته بوده خونه ی خودشون ونتونست باهام حرف بزنه مثل اینکه تو خیالش یه جایی اتیش گرفته بوده وامیر علی میخواسته با کمک من اتیش رو خاموش کنه 🚒🚒
خدا واسمون نگهش داره که یه جورایی تو این روزا که مامان بزرگش مادرش رو از دست داده نقش فرشته ی نجات خانواده رو بازی میکنه.
مامانجونم این که نوه ی داییمه اینقدر دوستش دارم ببین دیگه تورو چقدر دوست دارم وواسه اومدنت لحظه شماری میکنم راستی عشق مامان میخوام سه شنبه که رفتم دانشگاه واست یه لباس خوشمل ناناش بخرم 👕👕👕
دوست دارم همه ی امیدم 👪👪


امیر علی جونم
